صنایع کوچک به عنوان «ستون فقرات اقتصاد» چه جایگاهی در استراتژی اعتباری بانک کارآفرین دارند و این نگاه در یک سال اخیر چه تحولی داشته است؟
به گزارش پایگاه خبری پرداخت اقتصادی/بانکی؛
بسمه تعالی
در اقتصاد ایران، بنگاههای کوچک و متوسط (SMEs) صرفاً یک بخش از بازار اعتباری نیستند، بلکه یکی از مهمترین پیشرانهای اشتغال، تولید، نوآوری و توسعه متوازن اقتصادی کشور محسوب میشوند. بخش قابل توجهی از اشتغال و ارزش افزوده اقتصاد در این بنگاهها شکل میگیرد و به همین دلیل، پایداری رشد اقتصادی کشور تا حد زیادی به پویایی و توان رقابتپذیری این بخش وابسته است.
بر همین اساس، حمایت از صنایع کوچک و متوسط برای بانک کارآفرین هیچگاه یک رویکرد مقطعی یا صرفاً ناشی از تکالیف و سیاستهای حمایتی نبوده است؛ بلکه از ابتدای فعالیت بانک، این بخش به عنوان یکی از ارکان اصلی استراتژی اعتباری و کسبوکار بانک مورد توجه قرار داشته و همواره سهم قابل توجهی از پرتفوی اعتباری بانک را به خود اختصاص داده است.
از نگاه بانکداری نیز، توسعه پرتفوی SMEها مزایای مهمی برای بانک به همراه دارد. تنوعبخشی به سبد اعتباری، کاهش ریسک تمرکز، توزیع متوازن مواجهات اعتباری و شکلگیری روابط پایدار و بلندمدت با مشتریان، از جمله مهمترین مزیتهای حضور فعال در این بخش به شمار میرود. تجربه نظامهای بانکی پیشرو نیز نشان داده است که بانکهایی که موفق به توسعه بانکداری رابطهای (Relationship Banking) با بنگاههای کوچک و متوسط شدهاند، از کیفیت دارایی بالاتر و پایداری بیشتری در درآمدهای عملیاتی برخوردار بودهاند.
با این وجود، واقعیتهای اقتصاد ایران طی سالهای اخیر، از جمله افزایش هزینه تأمین مالی، محدودیت منابع، نوسانات محیط کسبوکار و پیچیدهتر شدن زنجیرههای تولید، ایجاب میکرد که مدلهای سنتی تأمین مالی نیز مورد بازنگری قرار گیرد. بر همین اساس، مهمترین تحول در نگاه بانک طی یک سال اخیر را میتوان گذار از تأمین مالی بنگاه منفرد به سمت تأمین مالی زنجیرههای ارزش و تأمین مالی اکوسیستمهای کسبوکار (Ecosystem Financing) دانست.
در این رویکرد، ارزیابی اعتباری صرفاً بر پایه وثایق و ترازنامه مشتری انجام نمیشود، بلکه عواملی نظیر کیفیت جریانهای نقدی، جایگاه بنگاه در زنجیره تأمین، پایداری روابط تجاری، رفتار اعتباری مشتری و ظرفیت واقعی خلق ارزش اقتصادی نیز در فرآیند تصمیمگیری اعتباری مورد توجه قرار میگیرد. این همان پارادایمی است که در بانکداری نوین از آن تحت عنوان تأمین مالی مبتنی بر جریان نقدی (Cash Flow Based Lending) یاد میشود.
این تحول، ضمن ارتقای کیفیت داراییهای بانک و مدیریت مؤثرتر ریسک اعتباری، امکان بهینهسازی پرتفوی اعتباری و دسترسی طیف گستردهتری از بنگاههای کوچک و متوسط به خدمات و ابزارهای تأمین مالی را نیز فراهم میکند.
نگاه امروز بانک کارآفرین این است که نقش بانک صرفاً به تأمین منابع مالی محدود نمیشود؛ بلکه بانک باید به عنوان یک شریک مالی و توسعهای در کنار مشتری قرار گیرد و متناسب با نیازهای واقعی کسبوکار، راهکارهای تأمین مالی متنوع و متناسب با چرخه فعالیت بنگاه ارائه کند.
به بیان دیگر، اگر در گذشته تمرکز بر تأمین مالی یک بنگاه بود، امروز راهبرد بانک بر تأمین مالی زنجیرههای ارزش، تعمیق بانکداری رابطهای و تخصیص هوشمندانه منابع به بخشهای مولد اقتصاد استوار شده است؛ چرا که معتقدیم آینده بانکداری شرکتی و تأمین مالی تولید در اقتصاد ایران، بیش از هر زمان دیگری در گرو توانمندسازی صنایع کوچک و متوسط و تقویت پیوندهای اقتصادی میان آنهاست.
- با توجه به چالشهای تأمین مالی، بانک چگونه تعادل میان« مدیریت ریسک بانکی» و «حمایت از بنگاههای کوچک و زودبازده» را فراهم میکند؟
در بانکداری نوین، مزیت رقابتی بانکها در اجتناب از ریسک نیست؛ بلکه در توانایی آنها برای شناسایی، قیمتگذاری و مدیریت ریسک نهفته است.
در نگاه ما، موضوع اصلی انتخاب میان «حمایت از تولید» و «مدیریت ریسک» نیست؛ بلکه طراحی سازوکاری است که امکان حمایت پایدار از تولید را در چارچوب اصول حرفهای بانکداری فراهم نماید.
بانک به عنوان امین منابع سپردهگذاران، موظف به صیانت از کیفیت داراییها و پایداری ترازنامه خود است و در عین حال، به عنوان یکی از ارکان تأمین مالی اقتصاد، مسئولیت مهمی در حمایت از بخش مولد و ایجاد ارزش افزوده اقتصادی بر عهده دارد.
در بانک کارآفرین، تعادل میان این دو مأموریت از مسیر مدیریت پرتفوی اعتباری و نه صرفاً مدیریت پروندههای منفرد اعتباری دنبال میشود. به عبارت دیگر، تصمیم اعتباری صرفاً بر مبنای ریسک یک مشتری اتخاذ نمیشود، بلکه جایگاه آن مشتری در ترکیب صنعت، تمرکز پرتفوی، بازده مورد انتظار و ظرفیت ریسکپذیری بانک نیز مورد توجه قرار میگیرد.
از سوی دیگر، رویکرد بانک به تدریج از وثیقهمحوری به سمت توان بازپرداخت و جریان نقدی (Cash Flow Based Lending) در حال حرکت است، در همین چارچوب، استفاده از ابزارهای بانکداری رابطهای (Relationship Banking)، توسعه تأمین مالی زنجیره تأمین (Supply Chain Finance – SCF) و توجه به جایگاه مشتری در زنجیره ارزش، امکان کاهش عدم تقارن اطلاعاتی، افزایش شفافیت جریانهای مالی و ارتقای کیفیت ارزیابی اعتباری را فراهم کرده است.
همچنین بانک از طریق تنوعبخشی پرتفوی اعتباری، کنترل ریسک تمرکز و پایش مستمر کیفیت داراییها، تلاش میکند رشد پرتفوی با حفظ استانداردهای اعتباری و کنترل هزینه ریسک همراه باشد.
در واقع، فلسفه اعتباری بانک بر این اصل استوار است که ریسک باید مدیریت شود، نه اینکه از آن اجتناب شود. بانکداری بدون پذیرش ریسک امکانپذیر نیست، اما ریسک زمانی قابل پذیرش است که قابل اندازهگیری، قابل قیمتگذاری و متناسب با بازده مورد انتظار باشد.
بر همین اساس، حمایت از صنایع کوچک و بنگاههای زودبازده در بانک کارآفرین از مسیر کاهش استانداردهای اعتباری یا افزایش ریسکپذیری بانک دنبال نمیشود، بلکه از مسیر هوشمندسازی تخصیص منابع، بهبود مدلهای ارزیابی و استفاده از ابزارهای نوین تأمین مالی محقق میشود.
- به نظر شما بزرگترین مانع بانکی صنایع کوچک در مسیر توسعه چیست و بانک برای رفع این موانع چه فرآیندهای تسهیلگرانهای را پیادهسازی کرده است؟
به اعتقاد من، مهمترین چالش امروز بنگاههای کوچک و متوسط در تعامل با نظام بانکی، شکاف روزافزون میان نیاز واقعی آنها به سرمایه در گردش و ظرفیت تأمین مالی اقتصاد است.
طی سالهای اخیر، افزایش قیمت مواد اولیه، رشد هزینههای تولید، طولانیتر شدن چرخه تبدیل نقد و افزایش دوره وصول مطالبات، موجب شده است نیاز سرمایه در گردش بنگاهها با سرعتی به مراتب بیشتر از رشد منابع بانکی افزایش یابد. در چنین شرایطی، حتی بنگاههای خوشحساب و دارای عملکرد مناسب نیز با فشار فزایندهای در حوزه نقدینگی عملیاتی مواجه هستند.
از سوی دیگر، ساختار تأمین مالی اقتصاد ایران عمدتاً بانکمحور است و بخش قابل توجهی از نیازهای سرمایهگذاری و سرمایه در گردش بنگاهها بر عهده شبکه بانکی قرار دارد؛ در حالی که ماهیت منابع بانکها عمدتاً کوتاهمدت است و مدیریت تطابق سررسید منابع و مصارف (Asset Liability Management – ALM)، یکی از الزامات بنیادین پایداری نظام بانکی محسوب میشود.
همزمان، افزایش نااطمینانیهای اقتصادی و نوسانات متغیرهای کلان، افق پیشبینیپذیری فعالیتهای اقتصادی را کوتاهتر کرده و به تبع آن، هم تقاضای مشتریان و هم عرضه اعتبارات بانکی را بیش از گذشته به سمت تأمین مالی کوتاهمدت و سرمایه در گردش سوق داده است؛ موضوعی که طبیعتاً ظرفیت نظام بانکی برای ورود گسترده به تأمین مالی بلندمدت و پروژهای را محدود میکند.
در کنار این موارد، بخشی از ظرفیت اعتباری شبکه بانکی نیز در چارچوب سیاستهای حمایتی و تسهیلات تکلیفی ابلاغی به شبکه بانکی تخصیص مییابد که این موضوع نیز بر انعطافپذیری بانکها در تخصیص منابع به سایر بخشهای اقتصادی اثرگذار است.
بر این اساس، معتقدیم چالش امروز نظام بانکی بیش از آنکه «کمبود منابع» باشد، «افزایش بهرهوری منابع محدود» و «بهبود کارایی تخصیص اعتبار» است.
بانک کارآفرین نیز در همین چارچوب تلاش کرده است با توسعه تأمین مالی زنجیره تأمین (Supply Chain Finance – SCF)، استفاده از ابزارهای تعهدی و مبتنی بر معاملات واقعی، توسعه بانکداری رابطهای (Relationship Banking) و حرکت به سمت اعتباردهی مبتنی بر جریان نقدی (Cash Flow Based Lending)، سرعت گردش اعتبار و اثربخشی تخصیص منابع را افزایش دهد.
همچنین بازنگری در فرآیندهای اعتباری، کاهش زمان تصمیمگیری، طراحی محصولات متناسب با چرخه عملیاتی مشتریان و حرکت به سمت راهکارهای تأمین مالی مبتنی بر زنجیره ارزش، از جمله اقداماتی است که با هدف تسهیل دسترسی بنگاههای کوچک و متوسط به منابع مالی در دستور کار بانک قرار گرفته است.
امروز اعتقاد ما بر این است که مزیت رقابتی بانکها دیگر صرفاً در اندازه ترازنامه یا حجم تسهیلات پرداختی تعریف نمیشود، بلکه در توانایی تخصیص هوشمندانه منابع محدود به فعالیتهایی است که بیشترین ارزش افزوده اقتصادی و بالاترین ظرفیت بازپرداخت را ایجاد میکنن..
و شاید بتوان این نگاه را در یک جمله خلاصه کرد؛
چالش امروز تأمین مالی تولید در ایران، بیش از کمبود تقاضا برای اعتبار، محدودیت ظرفیت تأمین مالی بلندمدت در اقتصادی است که نیازهای آن بلندمدتتر و منابع آن کوتاهمدتتر شده است.
- بانک کارآفرین چه خدمات، محصولات و بستههای نوآورانهای برای صنایع کوچک طراحی کرده که آنها را از تسهیلات معمول متمایز میکند؟
واقعیت این است که امروز بسیاری از صنایع کوچک بیش از آنکه به یک تسهیلات مقطعی نیاز داشته باشند، به یک راهکار پایدار برای مدیریت سرمایه در گردش و جریان نقدی خود نیاز دارند.
در مدل سنتی، معمولاً یک بنگاه به صورت منفرد برای دریافت تسهیلات به بانک مراجعه میکند و پس از طی فرآیند اعتباری، منابع در اختیار آن قرار میگیرد. اما تجربه سالهای اخیر نشان داده است که بخش مهمی از چالشهای بنگاهها در ارتباط با تأمینکنندگان مواد اولیه، شبکه توزیع، فروش و دوره وصول مطالبات شکل میگیرد و طبیعتاً پاسخ این چالشها نیز باید در سطح زنجیره کسبوکار طراحی شود.
بر همین اساس، یکی از مهمترین اقدامات بانک کارآفرین در سالهای اخیر، راهاندازی پلتفرم تأمین مالی زنجیره تأمین (Supply Chain Finance – SCF) بوده است.
در این مدل، به جای آنکه صرفاً یک شرکت تأمین مالی شود، کل زنجیره تأمین آن شامل تأمینکنندگان، تولیدکنندگان، توزیعکنندگان و خریداران مورد توجه قرار میگیرد و اعتبار در بستر معاملات واقعی و جریان واقعی کالا و خدمات تخصیص مییابد.
این موضوع چند مزیت مهم به همراه دارد؛ نخست آنکه منابع بانکی دقیقاً در محل فعالیت اقتصادی و تولید مصرف میشوند و امکان انحراف منابع کاهش مییابد. دوم اینکه سرعت گردش منابع افزایش پیدا میکند و بانک میتواند با حجم مشخصی از منابع، تعداد بیشتری از فعالان اقتصادی را تحت پوشش قرار دهد. مهمتر از همه اینکه بنگاههای کوچک میتوانند با اتکا به اعتبار و جایگاه خود در زنجیره تأمین، دسترسی مناسبتری به منابع مالی داشته باشند.
در کنار SCF، بانک کارآفرین راهکارهای مکمل دیگری نیز طراحی کرده است. محصول Hi Credit با هدف تأمین مالی روابط تجاری میان بنگاهها و اکوسیستمهای B2B و B2B2B توسعه یافته و به کسبوکارها کمک میکند سرمایه در گردش خود را با انعطافپذیری بیشتری مدیریت کنند.
همچنین محصول Hi Win با بهرهگیری از مدلهای نوین تأمین مالی در نقطه فروش (B2B2C)، امکان اتصال اعتبار به تقاضای واقعی بازار را فراهم کرده و به توسعه فروش و بازار مشتریان کمک میکند.
البته باید تأکید کنم که این ابزارها جایگزین روشهای سنتی تأمین مالی نیستند. تسهیلات سرمایه در گردش، تسهیلات سرمایهگذاری، اعتبارات اسنادی داخلی، ضمانتنامهها و سایر ابزارهای متعارف همچنان بخش مهمی از خدمات اعتباری بانک را تشکیل میدهند؛ با این تفاوت که امروز این ابزارها نیز با رویکردی مبتنی بر جریان نقدی، شناخت دقیقتر کسبوکار مشتری و متناسب با نیاز واقعی بنگاهها طراحی و ارائه میشوند.
در واقع، وجه تمایز اصلی بانک کارآفرین در این است که تلاش کردهایم از «پرداخت صرف تسهیلات» به سمت «ارائه راهکارهای تأمین مالی متناسب با زنجیره کسبوکار مشتری» حرکت کرده و با این کار تلاش میکنیم کل زنجیره تولید، تأمین و فروش آن کسبوکار را پشتیبانی و تأمین مالی کنیم.
- به عنوان یکی از بانکهای برتر در حوزه حمایت از دانشبنیانها، چشمانداز شما برای صنایع کوچک این حوزه چیست و بانک چگونه میخواهد نقش شریک استراتژیک را برای این نوآوران ایفا کند؟
واقعیت این است که اقتصاد آینده، اقتصادی مبتنی بر دانش، فناوری و نوآوری خواهد بود و بخش قابل توجهی از این تحول، توسط شرکتهای کوچک و متوسط دانشبنیان رقم خواهد خورد. تجربه دنیا نیز نشان داده است که بسیاری از شرکتهای بزرگ فناوری امروز، روزی یک استارتاپ یا یک شرکت کوچک نوآور بودهاند.
از این منظر، نگاه ما به شرکتهای دانشبنیان صرفاً نگاه به یک مشتری اعتباری نیست؛ بلکه نگاه به موتورهای رشد آینده اقتصاد کشور است.
البته تأمین مالی این شرکتها نیز الزامات و اقتضائات خاص خود را دارد. در بسیاری از موارد، مهمترین دارایی این بنگاهها نه زمین و ساختمان و ماشینآلات، بلکه دانش فنی، سرمایه انسانی، فناوری و توان توسعه بازار آنهاست و به همین دلیل، مدلهای سنتی و صرفاً وثیقهمحور، به تنهایی پاسخگوی نیازهای این بخش نخواهد بود.
بر همین اساس، بانک کارآفرین طی سالهای اخیر حمایت از اقتصاد دانشبنیان را به عنوان یکی از اولویتهای راهبردی خود تعریف کرده و ضمن اعمال تخفیف های مناسب برای شرکتهای دانش بنیان و همکاری گستردهای با نهادهای تخصصی این حوزه از جمله صندوق نوآوری و شکوفایی و صندوقهای پژوهش و فناوری برقرار کرده است تا از ظرفیت ابزارهای تضمین، تسهیم ریسک و تأمین مالی ترکیبی در حمایت از این شرکتها بهرهمند شویم.
در کنار این موضوع، تلاش کردهایم با توسعه ابزارهای نوین تأمین مالی از جمله تأمین مالی زنجیره تأمین (Supply Chain Finance – SCF) و راهکارهای مبتنی بر اکوسیستم کسبوکار، از مرحله تأمین مالی یک شرکت فراتر رفته و کل زنجیره خلق ارزش، از توسعه فناوری تا تولید و تجاریسازی محصول را مورد حمایت قرار دهیم.
اعتقاد ما این است که شرکتهای دانشبنیان بیش از آنکه به یک بانک برای دریافت تسهیلات نیاز داشته باشند، به یک شریک مالی نیاز دارند که زبان کسبوکار آنها را بفهمد، چرخه رشد آنها را درک کند و بتواند در مراحل مختلف توسعه در کنار آنها قرار گیرد.
به همین دلیل، هدف ما در بانک کارآفرین صرفاً پرداخت تسهیلات نیست؛ بلکه تلاش میکنیم نقش یک شریک استراتژیک را برای این شرکتها ایفا کنیم؛ شریکی که در تأمین مالی، توسعه بازار، مدیریت زنجیره تأمین و رشد پایدار کسبوکار در کنار آنها حضور داشته باشد.
چشمانداز ما این است که بانک کارآفرین به بانک مرجع اکوسیستم نوآوری و فناوری کشور تبدیل شود؛ بانکی که نه تنها تأمینکننده منابع مالی، بلکه تسهیلگر رشد، توسعه و تجاریسازی فناوری در اقتصاد ایران باشد.
در این میان، پلتفرم تأمین مالی زنجیره تأمین(SCF) بانک کارآفرین، از منظر راهبردی، فراتر از یک ابزار ارائه خدمات اعتباری، بیانگر حرکت به سوی استقرار الگویی نظاممند و یکپارچه در مدیریت جریان اعتبار است. اهمیت این رویکرد در آن است که نگاه بانک را از ارزیابی منفرد متقاضی تسهیلات، به درک شبکهای از روابط تجاری، تعهدات مالی و جریانهای عملیاتی بنگاههای مرتبط توسعه میدهد؛ نگاهی که میتواند مبنای دقیقتری برای شناخت نیاز واقعی به اعتبار، ارزیابی ریسک، تخصیص منابع و پایش مستمر مصرف آن فراهم سازد.
مزیت بنیادین این پلتفرم، ظرفیت آن در پیوند دادن فرآیندهای تأمین مالی با منطق واقعی فعالیت اقتصادی و ایجاد امکان رصدپذیری بیشتر در چرخه اعتبار است. هرچه این ارتباطات در بستری ساختاریافتهتر سامان یابد، امکان انطباق تأمین مالی با معاملات واقعی، کنترل انحراف منابع، شناسایی بهموقع نشانههای افزایش ریسک و مدیریت منسجمتر تعهدات اعتباری نیز تقویت خواهد شد. در واقع،SCF میتواند به ارتقای رویکرد بانک از کنترل اعتبار در نقطه اعطا، به سمت نظارت مستمرتر بر چرخه تأمین مالی کمک کند؛ تحولی که در کنار اعتبارسنجی متعارف، ظرفیت مدیریت ریسک اعتباری را ارتقا میدهد و به بهرهوری بیشتر منابع بانک میانجامد.
از این منظر، آنچه در بانک کارآفرین دنبال میکنیم، صرفاً توسعه یک محصول یا کانال جدید نیست، بلکه ایجاد زیرساختی برای نهادینهسازی فرآیندهای اعتباری منسجم، شفاف و قابل پایش است. توسعه مستمر قابلیتهای پلتفرم و تعمیق پیوند میان اطلاعات تجاری و اعتباری، این ظرفیت را ایجاد میکند که تجربه بانک در این حوزه، به الگویی قابل توسعه و بهرهگیری در صنعت بانکداری کشور تبدیل شود. باور ما این است که آینده بانکداری اعتباری، بیش از گذشته، به توانایی بانکها در تلفیق شناخت اقتصادی بنگاهها، انضباط اعتباری، مدیریت دادهمحور ریسک و استفاده هوشمندانه از فناوری وابسته خواهد بود؛ مسیری که SCF میتواند یکی از زیرساختهای مهم تحقق آن باشد.












